محمد موسوى
12
مجموعه پيك شفا ( حقنه ) ( فارسى )
بود غمگين و نگران و متفكرانه به افق چشم دوخته بود . مردى بود در كشتى كه از شدّت پرخورى و انباشتن شكم از شراب و طعامهاى لذيذ به حالتى خطرناك از درد به خود مىپيچيد . بقراط در حال وى حيران شده و راه به جايى نمىبرد . در اين اثنا مرغان ماهيخوار در حال شكار ماهى از آسمان به دريا فرومىآمدند و روزى خود را از دريا برمىگرفتند . ناگهان بقراط متوجه مرغى شد كه ماهى بسيار خورده بود و از شدت درد شكم خود را به ماسههاى كنار دريا مىماليد و چون درد شدت كرد به كنار دريا آمد و با منقار خود آب شور دريا را برگرفت و در دبر خود فروكرد و بعد از آن فضولات بسيارى از وى خارج شده از مرگ نجات پيدا كرد و به سوى آشيان خود پرواز نمود . چنين بود كه از حوادث غيبى بقراط عمل حقنه را فراگرفت و بدين وسيله مردى كه در كشتى از پرخورى و خوردن غذا و مايعات مانند آن مرغ ماهيخوار به حال مرگ افتاده بود نجات داد و پس از آن بارها اين عمل را در مورد بيماران تكرار كرده به تدريج دليرتر گشت و چيزهايى به آن افزود و در بوتهء آزمايش اين عمل را بارها آزمود و بدينوسيله نسخههاى متعدد حقنه بوجود آمد . بقراط مردى دانشمند و خداپرست بود و از شگفتىهاى كار او نقل كردهاند كه شاگردان خود را از مداواى ملوك و سلاطين و دنياپرستان و صاحبان زر و زور منع نمود و بيمارستانها بدست وى ساخته شده كه فقرا و تنگدستان در آن مكانها معالجه مىشدند رضوان اللّه تعالى عليه . اين داستانها نشان مىدهد كه پزشكان متوسّل و متوكّل به خداوند علىرغم آن كه از دانش سرشارى برخوردار بودند از الهامات آسمانى كه آن هم از حيطه علم و دانش خارج نبوده غافل نبودهاند . ارتباط عالم بالا در طب قديم و روشهاى علماى ايرانى و مسلمان بسيار مهم بوده است . حوادثى نظير حكايت حقنه توسط مرغ ماهيخوار الهامى بود از عالم غيب كه اينگونه خداوند به بندهء خود آموخت و از اينگونه حوادث و تفضلات الهى براى طبيبان بيشمارى رخ داده و آن مردان نيك به